X
تبلیغات
رایتل

" پست ثابت

,Dear Lord

Be good to me

The sea is so wide

 "!And my boat is so small   " Irish Fisherman's Prayer 


خداوند عزیز،

با من مهربان باش!

دریا چنان گسترده است و

قایق من چنین کوچک!      " از دعاهای ماهیگیران ایرلندی "




- گزیده ای از کتاب "دلگرمی ها" - گردآوری جین لو، مایکل ال. مِین

[ چهارشنبه 26 خرداد 1395 ] [ 07:59 ] [ آدم نما ]

" از این خواب های جالب!

من هیچ وقت سیگاری نبودم و الآنم نیستم و اصلا از سیگار خوشم نمیاد ولی نمی دونم چرا این چند روز همش تو خواب هام سیگار می کشم و عجیب اینه که واقعا از این کار لذت می برم. همش هم تو خواب به خودم می گم نباید سیگار بکشم ولی باز می کشم.
کلا این چند روز تو خواب هام هرچیزی که تو دنیای واقعی نیستم و امکان تجربه کردنش رو ندارم رو دارم تجربه می کنم. از خون آشام بودن و پسر بودن گرفته تا همین سیگاری بودن!
و می دونین ازش چی یاد گرفتم؟! این که هیچ کس رو قضاوت نکنیم. چون هرکس در هر موقعیتی که هست داره سعی می کنه که بهترین باشه. حالا چه یه آدم معمولی سیگاری باشه چه یه موجود خون آشام با عطش بی انتهاش نسبت به خون!
" لطفا هیچ کس رو قضاوت نکنیم! "
[ جمعه 8 اردیبهشت 1396 ] [ 06:28 ] [ آدم نما ]

" روزانه نوشت


1ـ دو روز پیش جشن عقد پسرعمو بود و در کل شب خوبی بود! خدایا ممنونم!

 

2ـ هنوز از کار خبری نیست، از نوبت گرفتن پیش روانپزشک و قرص خوردن هم خبری نیست، از گیتار هم همینطور. و نمی دونم این خوبه یا بد؟!

 

3ـ خواب می دیدم که یه خون آشامم و تو یه ماجرای وحشتناک افتاده بودم که باید خودم و اطرافیانم رو ازش نجات می دادم. برای اولین بار خوش آشام بودن رو تجربه کردم و باید بگم حسش با آدم بودن هیچ فرقی نداره جز این که خیالت راحته که به این سادگیا نمی میری و این که همش باید مراقب اطرافیانت باشی و در قبالشون احساس مسئولیت می کنی.

خواب جالبی بود!

 

4ـ گاهی که میخوام خودمو دلداری بدم با خودم می گم: " خب نهایتش خودمو می کشم دیگه! " و بعد یه کمی ذهنم آزاد می شه!

 

5ـ امشب قرار بود بریم خونه ی عمه که یهو ماشین خراب شد و اصلا معلوم نبود چه مرگشه. خلاصه که یه ساعتی معطل شدیم و با کلی سختی ماشین رو به طور موقت درست کردیم و رفتیم، تا بعد ببریمش تعمیرگاه.

 

6ـ کسی که قرار بود باهاش توی شغل جدیدم شریک بشم ظاهرا اصلا شریک خوبی نیست. شرایط منم طوری نیست که بتونم تنهایی این شغل رو شروع کنم چون سرمایه ی تقریبا زیادی می خواد که خودم تنهایی از پسش بر نمیام. راستش الآن، هم از نظر سرمایه هم از نظر انگیزه صفر صفرم، حتی منفی صد! فعلا همینطوری موندم بلاتکلیف و دلم می خواد به همه ی آدمایی که اینقدر راحت می زنن زیر قولشون فحش بدم.

 

7ـ خدای مهربونم! وقتی خوب به زندگی هامون نگاه می کنم می بینم با این که غم ها و کمبودهایی توی زندگی هامون هست اما باز خیلی چیزا هستن که حتی اگه میلیون ها بار به خاطرشون تو رو شکر کنیم بازم کمه! ولی نمی دونم این غم و نگرانی و بی انگیزگی من از کجا میاد؟! پس لطفا کمکمون کن و کنارمون بمون که این روزها رو به بهترین شکل ممکن پشت سر بذاریم تا وقتی روزهای خوش زندگیمون برسه بتونیم از ته قلبمون سپاسگزارت باشیم! آمین!

[ جمعه 8 اردیبهشت 1396 ] [ 01:24 ] [ آدم نما ]

" آدم نما!

انگار دارم خودمو گول می زنم که دارم به عنوان یه آدم زندگی می کنم.

[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 ] [ 20:03 ] [ آدم نما ]

" گاهی


مثلا گاهی هم دلم می خواد برم وسط یه خیابون، یه بلندگو بگیرم دستم داد بزنم بگم: " تو روح همتون...! "

خیلی هم عالی! خیلی هم خوب!

[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 ] [ 12:09 ] [ آدم نما ]

" هیچچچچچی

حتی نوشتن هم دیگه حالمو خوب نمی کنه!

[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 ] [ 12:05 ] [ آدم نما ]

" دلم از این مسافرتای دور و دراز می خواد!

رفتند خانه ی دایی جان! گفتند: فلانی و فلانی و فلانی هم می آیند تو نمی آیی؟! گفتم: نه. حوصله ندارم!

دوباره زنگ زده اند که فلانی منتظر توست و آن یکی فلانی هم دارد می آید بگویم بیاید دنبالت؟! گفتم : نه! این جا دارم فیلم می بینم.

حالا نشسته ام اینجا و حوصله ی هیچ فیلم و سریالی را ندارم و با خودم فکر می کنم کجاست که حوصله ی مرا سر نمی برد؟! :|



- ببخشید که این چند وقته اینقدر منفی شدم. این چند وقت اوضاع و احوال همه ی چی ریخته بهم از حال و احوال این روح بیچاره گرفته، تااوضاع خانواده و کارم که نمی شه شروعش کنم و مدام به مانع می خورم و... !

[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 23:10 ] [ آدم نما ]

" ...

تا حالا اون بالا رو نگاه کردین؟! اون بالا، پایین تیتر وبلاگ یه نوشته ی کوتاهه: " یک آدم نمای خوشحال! "

این روزا همش از خودم می پرسم اون موقع چقدر حالم خوب بوده که اینو نوشتم؟!

کاش دوباره حالم خوب باشه! کاش حال همه خوب باشه!

[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 03:30 ] [ آدم نما ]

" عنوان چی بذارم؟ مثلا تفاوت های مسخره ی من با دیگران؟!

زندگی هاتون رومی بینم، خودتون رو می بینم و با خودم می گم چرا هیچ کدومتون شبیه من نیستین؟! چرا بین شماها حتی یه نفر پیدا نمی شه که مثل من باشه؟! چرا از بین شماها حتی یه دوست ندارم؟!

و حسرت می خورم به شباهت هاتون به همدیگه! به این که همه شبیه همدیگه این، به این که حرف هم رو می فهمین و احساس هم رو درک می کنید! و اون وقت از تفاوت های خودم با شما بیزار می شم!

متفاوت بودن سخته! مثل این می مونه که فقط بشینی موفقیت های بقیه رو تماشا کنی و خودت فقط درجا بزنی، چون دنیایی که توش زندگی می کنی توسط آدمایی ساخته شده که همه شبیه همدیگه ن و تو یه آدم متفاوتی، کسی که همیشه بر خلاف جریان حرکت می کنه!

متفاوت بودن سخته مخصوصا وقتی که این تفاوت ها در جهت منفی باشن.

[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 03:17 ] [ آدم نما ]

" چرا واقعا؟!

چرا انقدر غمگینم؟!

منشا این غم کجاست که تمومی نداره و مدام رو به افزایشه؟!

[ یکشنبه 27 فروردین 1396 ] [ 05:28 ] [ آدم نما ]