X
تبلیغات
رایتل

:) everything is OK

یک آدم نمای خوشحال! :)

خانم روانپزشک برای این روح سرگردان و آشفته قرص و دارو تجویز کرده و گفته که نگران قرص ها نباشم و اعتیادآور نیستند و بعد از مدتی تعدادشون کمتر می شه و باید کمی صبوری کنم.

دیروز که دارو ها رو گرفتیم من بی خیال و خوشحال بودم و انگار نه انگار که همین حالا یه عالمه قرص و دارو دارم و معده ی مبارک هم عصبی شده و نفخ کرده! انگار که کرخت شده بودم! ولی هرچی می گذره از شدت این کرختی و بی حسی کم می شه و رو این موضوع حساس تر می شم. هضمش برام سخت تر می شه! حالا حتی دوست ندارم کسی قرصامو ببینه. دوست ندارم اطرافیانم بفهمن مجبور شدم بخاطر این موضوع قرص بخورم. نمی خوام نصیحت هاشون شروع بشه که قرص نخور، ضرر داره، اعتیاد داره، خوب نیست و...! یا مث دو سه سال پیش که تومدرسه حالم بد شد با احتیاط و دلسوزی رفتار کنن وفکر کنن نمی همم!

 اما خب امشب دایی جان و زندایی فهمیدن و زندایی خیلی دوستانه گفت: " قرصاتو نخور دیگه، با دمنوش خودتو آروم کن. " خنده م گرفته بود؛ بهش گفتم:"  این دمنوش ها و عرقیات رو قبلا امتحان کردم، هیچ تاثیری رو من نمی زاره. "

خواستم بهش بگم: کار من از دمنوش و گل گاوزبون گذشته! اما هیچی نگفتم و سعی کردم لبخند بزنم . بعد هم یادم رفت بهش بگم درمورد این موضوع به کسی چیزی نگه چون مجبورم برای یه مدت نسبتا طولانی این قرصا رو مصرف کنم و اصلا حوصله ی سوال جواب های اطرافیان رو ندارم.

« میم » می گه نباید روی این موضوع حساس بشم و باید خیلی عادی باهاش برخورد کنم درست مثل یه سرماخوردگی ساده که قرص و دارو می خوریم تا خوب شه. اما خب حق بدین که یه کم حساس بشم روش.

فعلا که عذاب خوردن این قرصا به نگرانی های دائم من اضافه شده. پناهگاه این وقتای من فیلم هامه اما الآن موندم بی فیلم! درواقع الآن یه آدم مضطرب بی فیلمم که تو تاریکی نشستم و دارم یه پست مزخرف رو می نویسم چون فعلا اینجا شده تنها پناهگاهم.


پ ن: به یک سریال چند فصلی خارجی بسیار زیبا نیازمندیم!

[ سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ] [ 03:23 ] [ آدم نما ]

[ 0 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه