X
تبلیغات
رایتل

:) everything is OK

یک آدم نمای خوشحال! :)

خیلی وقته که می خوام بیام اینجا و بنویسم اما نمی دونم چی بنویسم.

 

 

1ـ 95 سال خوبی بود، خدا رو شکر! هرچند که این اواخرش شروع کردم به پنهان کردن اوضاع و احوالم از برادرجان و هنوز بعد از گذشت یک سال و نیم نتونستم با مرگ عزیز جون کنار بیام اما اگه بخوام با انصاف باشم باید بگم واقعا سال خوبی بود. دوباره می گم: خدا رو شکر! امیدوارم امسال سال بهتری برای همه باشه! برای همه!

 

2ـ کلاس گیتارم خیلی خیلی کند پیش میره که البته همش تقصیر خودمه. نمی دونم باید چی کار کنم؟! خیی دوس دارم ادامه بدم اما حس می کنم نمی تونم خوب پیش برم. استادم از دستم کلافه شده!

 

  از وقتی فهمیدم جناب برادرعاشق شده و با کسی رابطه داره سعی می کنم کمتر دور و برش باشم تا با خیال راحت بتونن با هم باشن. دوس ندارم از این دخترای کنه و مزاحم باشم. بخاطر همین این چند وقت خیلی کمتر از قبل از برادر جان خبر می گیرم و خیلی وقت بود که بی خبر بودم تا همین دیشب که با هم چت کردیم و عکسای خودشو برام فرستاد. عکسای جناب برادر رو که دیدم تازه فهمیدم چقدر دلم براش تنگ شده.

 

  امروز با داداش کوچیکه که مرغش یه پا داره یه دعوای کوچولوی منتهی به صلح داشتم. من اصرار داشتم که داداش کوچیکه لباس گرم بپوشه و بره بیرون چون هوا خیلی سرده و داداش کوچیکه به هیچ عنوان نمی خواست لباس گرم و کاپشن بپوشه چون دیگه فروردین و بهاره وبرای داداش دمای هوا اصلا مهم نیست! وسط دعوا یهو برگشت بهم گفت: « حالا که اینطوره دیگه دوستت ندارم! » منم از لحنش خنده م گرفت و شروع کردم بلند بلند خندیدن. ولی موقع رفتن نذاشتم با ناراحتی بره.

پ ن: ایشون هشت سالشونه اما یه زبون دارن چندبرابر خودش!

 

5ـ دلم مسافرت می خواد اما فک نکنم عید امسال وقت مسافرت داشته باشیم. دخترخاله بیست و سوم میرن مشهد و بهمون گفتن ما هم باهاشون بریم اما احتمالا بخاطر درس و مدرسه ی داداش کوچیکه و آبجی نمی شه که بریم!

 

6ـ حدود سه هفته ست که قرصامو نخوردم؛ مدام یادم می ره که بخورم.   برای یه هفته قبل از عید باید پیش دکترم نوبت می گرفتم که نگرفتم چون حوصله نداشتم. اگه فردا اومده باشه و حال و حوصله ش رو داشته باشم به "میم" می گم برام نوبت بگیره. باید بهش بگم یه قرصی بده که منو آدم کنه تا شاید امسال دست از این تنبلی ها و پشت گوش انداختن کارام بردارم!

 

7ـ می خوام از فردا مث یه آدم زندگی کنم و یه برنامه ریزی درست انجام بدم. البته قرار بود این کارو از امروز انجام بدم که برای بار هزارم  پشت گوش انداختم. امیدوارم به هزار و یک دفعه نرسه. این رو هم اینجا می نویسم که دیگه حتما از فردا شروع کنم.

 

8ـ خدایا ممنونم!

[ یکشنبه 6 فروردین 1396 ] [ 04:28 ] [ آدم نما ]

[ 1 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه