عناوین یادداشت‌ها 

  • دل تنگی، دلتنگی، د ل ت ن گ ی (شنبه 5 خرداد 1397 01:28)
    وبلاگو باز کردم دیدم یه سری چرت و پرتایی درمورد قرصام نوشتم. البته بهتره اون میم مالکیت رو حذف کنم و بگم قرصا! خیلی وقته حتی به احتمال خوردن قرصا فکر هم نمی کنم! نه برا این که نمی خوام حالم خوب باشه، برا این که حالم از قرصا بهم می خوره! دلم برا آقاجون برا عزیزجون تنگ شده! بیشتر از همیشه، بیشتر از همیشه، بیشتر از...
  • دلیل (شنبه 5 خرداد 1397 01:18)
    دلم می خواست بهشون بگم ببخشید که هنوز زنده م!
  • " یک (چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 04:34)
    من هنوز زنده م و برگشتم هرچند که براتون مهم نیس
  • " آخرین قسمت از اولین فصل (جمعه 4 اسفند 1396 01:33)
    فکر می کنم وقت رفتن رسیده باشد! اما اینجا مث خونه ی منه، مث سززمینم، دلم نمیاد کلا تعطیلش کنم اما احتمالا تا دو سه روز آینده رمزدار بشه.
  • [ بدون عنوان ] (چهارشنبه 2 اسفند 1396 22:51)
    وبلاگ تعطیل شه؟!
  • " باغ انار (چهارشنبه 25 بهمن 1396 16:43)
    چی بگم؟! می شه گفت؟! آقاجون رفت! می شه بعد از آقا جون بازم از طبیعت لذت ببرم؟! چون این آقاجون بود که باعث صمیمیت من با طبیعت شد! حالا هر موقع هر جا درختای کاجی ببینم که شاخه هاشون از سنگینی خم شده یاد آقا جون میافتم! هر موقع پرچمی ببینم که تو باد تکون می خوره یاد آقا جون میافتم! هرموقع درخت انار و انگور و توت و سیب و...
  • " :/ (سه‌شنبه 24 بهمن 1396 03:47)
    چند هفته ست دوباره قرصامو نمی خورم، نه این که نخوام ولی عوارض قرصا اذیتم می کنه! دکترم هم ظاهرا خیلی بی اهمیته به همه چی! هزاااااار بار بهش گفتم من نمی تونم شبا آروم بخوابم کابوس می بینم، اونم نه درحد معمول خیلی زیاد و خیلی وحشتناک اما انگار اصلا گوش نمی داد تا این که این دفعه آخری که رفتم پیشش وقتی برای هزار و یکیمین...
  • "نعره! (یکشنبه 22 بهمن 1396 19:50)
    من می ترسیدم، می گویند وسواس فکری دارم و ترس هایم هم جزیی از این وسواس است. اما من واقعا می ترسیدم، ترسی کشنده از این که ترس هایم را به زبان بیاورم و ناگهان اتفاق بیافتند؛ بنابراین همه را تلنبار کردم در خودم، در دلم، در مغزم؛ حتی یک کلمه هم حرف نزدم و بعد، در یک نیمه شب زمستانی، احساس کردم چقدر دلم می خواهد فریاد...
  • " هیچ کس برای هیچ کس (یکشنبه 15 بهمن 1396 01:44)
    کسی نباشه که وقتی نباشی بفهمه نبودی!
  • " =))))) (جمعه 13 بهمن 1396 01:32)
    خدایا! برف خیلی خوشحالم کرد! ممنون! :) عاسقتم، بسیار!
  • " ؟! (شنبه 30 دی 1396 04:40)
    میگه: ازت متنفرم! می گم: می دونم. دوباره می گه: دارم می گم ازت متنفرم! باز بهش می گم: می دونم. می گه: شوخی نمی کنم. واقعا ازت متنفرم! دوباره می گم: می دونم. پ ن: این حس، این دریافت تنفر از سوی اطرافیان چیز جدیدی نیست برا من! بهش عادت کردم؛ ولی خب به این معنا نیست که درد نداره!
  • " سکوت (سه‌شنبه 26 دی 1396 00:10)
    امشب، شب خوبی نبود، کلا این چند هفته روزای خوبی نیستن! حتما خیلی خوندین این طرف و اون طرف جمله هایی مث: " دلم یک کمای طولانی می خواد! " یا " دلم یه کمای عمیق می خواد! " بیشتر شبیه کلیشه شده انقدر که این جمله ها رو خوندیم اما حس این روزای من دقیقا همینه! دلم می خواد محو شم، لال شم، می خوام کم کم از...
  • [ بدون عنوان ] (یکشنبه 24 دی 1396 04:18)
    می گم یه وقت فکر نکنین تلگرامو رفع فیلتر کردین ما خوشحال شدیم بقیه چیزا یادمون رفته!!!
  • [ بدون عنوان ] (جمعه 22 دی 1396 02:13)
    گاهی دلم می خواد از بقیه بپرسم: " می شه من برم؟! " و اگه کسی نگه بمون، اونقدر شجاعت داشته باشم که همون موقع برم!
  • " (جمعه 22 دی 1396 02:10)
    این جا تنها جاییه که می تونم از چیزایی حرف بزنم که هیچ وقت نمی تونم به هیچ کس بگم. گاهی فکر می کنم نوشته هام لوس و مزخرف به نظر می رسن، بعد با خودم می گم من همیم که هستم! هرچقدر لوس و هرچقدر مزخرف اینا حرفایی هستن که فقط می تونم اینجا بگم.
  • " جمله! (جمعه 22 دی 1396 02:02)
    گاهی به اونایی فکر می کنم که امیدوارنه زندگی می کنن و به اونایی که از خودکشی حرف می زنن فحش می دن. به نظرم آدمای تنهای درد کشیده ای نمیان! اونا شاید حتی هیچ دردی رو تنهایی تحمل نکردن. تنهایی دردناکه. مزخرفه. آدمو تا ته دیوونگی می بره. بعضی چیزا رو نمی شه تنهایی تحمل کرد. آدمی که واقعا درد تنهایی رو کشیده باشه حداقل یه...
  • " غیرقابل توضیح (سه‌شنبه 19 دی 1396 07:50)
    می دونین یکی از آرزوهای من چی بود؟! این که یه بار با یه نفر که پایه باشه برم و تمام خاطرات مردم رو از اتفاقای عجیب و غیرقابل توضیحی که براشون افتاده جمع کنم و کتاب کنم! بدون هیچ پیش داوری یا حتی قضاوتی! اعتقاد داشتم از دل این داستان ها حقایق زیادی کشف می شه! حالا دلیل این آرزو چی بود؟! این بود که وقتی بچه بودم چیزهای...
  • " حتی شما دوست عزیز! (شنبه 9 دی 1396 14:24)
    از همه ی آدم های این جهان خسته م! از همشون! همه ی همه!
  • " عروسک قشنگ من … (جمعه 7 مهر 1396 19:32)
    یهو فهمیدم آهنگ "عروسک قشنگ من" می تونه آهنگ خیلی غمگینی باشه!
  • " آدم نمای بی ادب (شنبه 28 مرداد 1396 02:57)
    خاک بر سرتون که هر سایتی رو تو این مملکت باز کردم شما عقده ای ها فیلترش کردین! خاک بر سرتون با این عقاید مزخرفتون! پ ن: برا دانلود کردن فیلمی که اصلا، یعنی واقعا اصلا از نظر اخلاقی و... هیچ مشکلی نداره چند ساعت تو اینترنت معطل بودم. آخرش هم مجبور شدم با یه کیفیت افتضاخ فیلم رو دان کنم! :|
  • " ؟! (دوشنبه 5 تیر 1396 04:41)
    یه عده م اینطورین که زیر چرت ترین پست ها کامنت " عالی بود، لایک! " می ذارن فقط بخاطر تبلیغات! درکشون نمی کنم!
  • " آمین برای رویاهایم! (دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:02)
    عمو جان تعریف می کنه که دوستش سال ها قبل یک مهندس خارجی رو که برای کار اومده بوده ایران رو همراهی می کرده. با هم توی شهر می گشتن که نگاه آقای مهندس می خوره به صندوق صدقات و درموردش کنجکاو می شه و دوست عمو جان هم براش توضیح می ده که این صندوقیه که مردم داوطلبانه توش پول می ریزن تا این پول به دست فقیرها برسه و کمکی باشه...
  • " حرف حساب! (یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 19:30)
    جای مردان سیاست بنشانید درخت که هوا تازه شود...! «سهراب سپهری»
  • " گاهی (یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 12:09)
    مثلا گاهی هم دلم می خواد برم وسط یه خیابون، یه بلندگو بگیرم دستم داد بزنم بگم: " تو روح همتون...! " خیلی هم عالی! خیلی هم خوب!
  • " اعتماد! (سه‌شنبه 12 بهمن 1395 15:32)
    " ... آینده به دست الله نوشته شده بود، و هر آن جه به دست او نوشته می شد، برای خیر انسان بود. " - کتاب «کیمیاگر» ، پائولو کوئیلو.
  • " به یک مسئول آه نیازمندیم! (چهارشنبه 6 بهمن 1395 00:12)
    بالاخره یه روز یکیو استخدام می کنم به اسم مسئول آه! که مسئولیتش فقط شنیدن آه و ناله های من باشه. شدیدا به همچین آدمی نیاز دارم تو زندگیم!
  • " دلمان تنگ شده! ( اندر محاسن متولدین اوایل دهه ی هفتاد! :) ) (چهارشنبه 15 دی 1395 12:11)
    حقیقتی که هیچ گاه در دسته بندی های متولدین دهه های مختلف اعمال نمی شود، دسته بندی بچه های متولد اوایل دهه ی هفتاد به عنوان یک نسل جداست. دهه هفتادی هایی که درفضایی بسیار شبیه به متولدین دهه ی شصت زیستند، با همان بازی ها، با همان سبک زندگی، با همان سادگی و با همان رویاها! دهه هفتادی هایی که نه کاملا دهه هفتادی اند، نه...
  • " :): (شنبه 22 آبان 1395 00:45)
    حزومزادگی فقط این نیست که بچه ی ننه باباتون نباشین. خیلیا بچه ی ننه باباشون نیستن اما حرومزاده هم نیستن. حرومزادگی بیشتر یه خصلته؛ مث وقتی که بخاطر یه لقمه نونِ به قول خودتون حلال، حال خوب یه نفر دیگه رو به گند می کشید. پ ن: به خدا قسم به این نمی گن نون حلال!
  • " گزینه 4 و فراتر از آن! (پنج‌شنبه 6 آبان 1395 19:42)
    هنگامی که کسی از چای تازه دم خانه ی عزیز جان می گذرد تا چه حد غمگین است؟! 1_ بسیار زیاد 2_ خیلی زیاد 3_ خیلی خیلی 4_ تمامی موارد
  • " از این حرفای دردناک (پنج‌شنبه 29 مهر 1395 21:18)
    بعضی حرفا رو به هیشکی نمی تونی بگی، حتی جلوی آینه به خودت!
( تعداد کل: 38 )
   1       2    >>