X
تبلیغات
رایتل

:) everything is OK

یک آدم نمای خوشحال! :)

عناوین یادداشت ها

  • " برای آرامش، سلامت و خوشبختی آمین! (دوشنبه 3 مهر 1396 23:57)
    ١- تو این چند روزی که ننوشتم اتفاقای زیادی افتاد. آقاجون حالش بد شد و بردنش بیمارستان، حالش اصلا خوب نبود. ترسیده بودم از این که نکنه دیگه نداشته باشمش! وقتی داشتن می بردنش تو آمبولانس حالم بد شد، یه حمله ی عصبی. از چند سال پیش که تو مدرسه حالم بد شد تا اون روز هیچوقت دیگه هیچ حمله ای نبود. خداروشکر آقا جون حالش خوب...
  • " ... (شنبه 18 شهریور 1396 08:23)
    عید بزرگ غدیر مبارک! : ) امیدوارم بهترین ها رو تجربه کنید! یه مسافرت دو روزه ی عالی داشتیم که به معنای واقعی کلمه تمام این دو روز رو آروم و شاد بودم. خدا رو شکر! باخودم فکر کردم که تصمیمم برای شاد بودن موفقیت آمیز بود! دیشب برگشتیم خونه و بعد از دو روز آرامش دوباره نگرانی ها حمله کردند. راستش من دیگه تحمل این نگرانی...
  • " از سری پست های بدون عنوان (سه‌شنبه 14 شهریور 1396 12:28)
    می دونین چند بار این پست رو نوشتم و پاک کردم؟! 1ـ امروز پسردایی یه مهمونی گرفته که من اصلا حوصله ش روندارم اما از اونجایی که همسر پسردایی اصرار کرد که بریم و من هم دلم نمی خواد همچین آدم های نازنینی رو ناراحت کنم مجبورم برم! و دیشب تا حالا دارم به این فکر می کنم که باید چی بپوشم؟! که الآن به این نتیجه رسیدم که مگه...
  • " بدون عنوان (یکشنبه 12 شهریور 1396 14:12)
    هیچ اتفاق خاصی نیافتاده. همه چی هم خوبه خدا رو شکر! از وقتی هم که تصمیم گرفتم شاد باشم اوضاع خیلی بهتر شده اما من فقط ناراحتم! و یه عالمه حرف دارم برای گفتن... یه عالمه حرفی که هربار می نویسمشون و بعد به خودم می گم: " خب که چی؟! اینا رو نوشتی که چی بشه؟! " و بعد پاکشون می کنم! ولی با همه ی این احوال باز هم...
  • " حذف شد! (یکشنبه 12 شهریور 1396 06:19)
    پستی که حذف شد!
  • " شهریور (جمعه 3 شهریور 1396 02:41)
    من کلا همیشه عاشق شهریور بودم نه بخاطر این که ماه تولدمه، بخاطر این که شهریور کلا ماه دوست داشتنی و عشقیه! تابستون گرم دوست نداشتنی کم کم تموم می شه و باد و بارون پاییزی جاشو می گیره. مخصوصا باد و بارون های خیلی یهویی شهریور که من عاشقشم! معمولا هرسال من همه جا آغاز شهریور رو تبریک می گفتم ( یعنی تا این حد عاشق...
  • " بهت نیاز دارم!!! (پنج‌شنبه 2 شهریور 1396 01:43)
    خدایا! می شه بیای این پایین و بهم بگی که همه ی نگرانی هام الکی و بی دلیلن؟! می شه کنارم بمونی و قلبمو آروم کنی؟! می شه زندگیمون رو پر کنی از شادی؟! واقعا بهت نیاز دارم!
  • " عصبانی (دوشنبه 30 مرداد 1396 22:25)
    امشب ناراحتم. و یه دلیل خوب برای ناراحتیم دارم. از خودم ناراحتم! از این که تا این حد ضعیفم. فهمیدم برخلاف انتظارم، اثرات تفاقات گذشته همچنان دنبالمه و من همچنان همون آدم مزخرفیم که چند سال پیش بودم. فهمیدم اونی که سد راهمه فقط خودمم، فقط خودم!
  • " آدم نمای بی ادب (شنبه 28 مرداد 1396 02:57)
    خاک بر سرتون که هر سایتی رو تو این مملکت باز کردم شما عقده ای ها فیلترش کردین! خاک بر سرتون با این عقاید مزخرفتون! پ ن: برا دانلود کردن فیلمی که اصلا، یعنی واقعا اصلا از نظر اخلاقی و... هیچ مشکلی نداره چند ساعت تو اینترنت معطل بودم. آخرش هم مجبور شدم با یه کیفیت افتضاخ فیلم رو دان کنم! :|
  • " شادی و سایر متعلقات! (چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:58)
    1ـ یه پست طولانی نوشتم درمورد این موضوع خنده دار که حتی یه سرویس بهداشتی هم می تونه برای آدم خاطره انگیز بشه و این اصلا عجیب نیست. اما خب تصمیم گرفتم هیچ وقت توی وبلاگ نذارمش. اما درهرحال فقط می خواستم بگم دیشب همین موضوع باعث شد کمی شاد باشم. هرچند کوتاه و گذرا و هرچند این شادی چند ثانیه ای بیشتر نبود اما فکر می کنم...
  • " باید زندگی کردن رو یاد بگیرم! (شنبه 14 مرداد 1396 22:44)
    1- دیروز بعدظهر از خستگی خوابم برد.یه خواب وحشتناک دیدم. توی خواب از شدت ترس و ناراحتی شروع کردم به دعا کردن، یعنی بیشتر شبیه التماس کردن بود. می گفتم: خدایا! به خودت قسم اگه مشکلم حل شه (مشکلی که تو خواب برام پیش اومده بود. ) قول میدم که همه ی تلاشمو بکنم که شاد زندگی کنم. اینو که گفتم یهو از خواب پریدم. می دونم فقط...
  • " منی که نمی تونه فلسفه بخونه! (یکشنبه 8 مرداد 1396 01:59)
    مادربزرگ هام ناگهانی رفتن؛ خیلی ناگهانی! هنوز توی شک اون روزام! به قول یه نفر چون مامان بزرگام نبودن رو بلد نبودن هنوزم هستن تو زندگیم! تو قصه هام، تو شعرام، تو خاطراتم، تو احساساتم، تو نقل قول هام، تو ذهنم، تو ذهنم، تو ذهنم... همین جا درست وسط زندگیم! مادربزرگ مادریم هشت سال پیش رفت و مادربزرگ پدریم حدود یک سال و نیم...
  • " :/ (جمعه 6 مرداد 1396 02:52)
    اون چیزی که می خوام باشم، و اون چیزی که هستم ده میلیون سال نوری با هم فاصله دارن! :/ :|
  • " بی خوابی، مریم، تلاش های نصفه و نیمه! (سه‌شنبه 27 تیر 1396 21:44)
    1_ نزدیک سی ساعته که نخوابیدم! تا الآن خوابم نمیومده! ولی الآن کم کم دارم خواب آلود می شم! یادمه آخرین باری که این بی خوابی ها اومد سراغم بیش از پنجاه ساعت بیدار نگهم داشت. میدونم باورتون نمی شه اما واقعا بیش از پنحاه ساعت بود که حتی یه لحظه هم نتونسته بودم بخوابم. منم زنگ زدم به یکی از دوستام و گفتم: همین الآن بیا...
  • " دیشب اعتراف کردم که روحم رو داغون کردم! (چهارشنبه 14 تیر 1396 12:55)
    خواب می دیدم که می خواستم خودکشی کنم. خواب می دیدم که آدرس وبلاگمو به کسی دادم که به هیچ عنوان نمی خواستم آدرس وبلاگمو داشته باشه! خواب هام آشفته ن! اما خدا رو شکر اوضاع کم کم داره بهتر می شه! با این که مدام تو کارم به مشکل می خورم و تازگیا اونقدر سرد و بی احساس شدم نسبت به زندگی و آدما که خودم هم این سرد شدن رو کاملا...
  • " آمین (جمعه 9 تیر 1396 21:19)
    خدا! می دونی چقدر بهت احتیاج دارم؟! به دستات که معجزه کنن؟!
  • " آهای خدایی که میشنوی!! (دوشنبه 5 تیر 1396 04:53)
    یه آقایی که معلوم نیس از کجا سروکله ش پیدا شده گیر داده بهم که یا تو یا هیچ کس. کاملا گند زده به اعصابم! اونوقت من عکس آقای " الف " صفحه زمینه ی گوشیمه ، عکس آقای "الف" بک گراند لپ تاپمه! در حالی که هنوز یواشکی عکس آقای "ح" رو تو گوشیم دارم و یواشکی اکانتشو چک می کنم! اینقدر یواشکی که...
  • " ؟! (دوشنبه 5 تیر 1396 04:41)
    یه عده م اینطورین که زیر چرت ترین پست ها کامنت " عالی بود، لایک! " می ذارن فقط بخاطر تبلیغات! درکشون نمی کنم!
  • " وقتی حالم خوش نیست! (دوشنبه 29 خرداد 1396 19:39)
    این چهارمین پست امروزه! یعنی حالم خوش نیس! امروز یهو چشمم خورد به قرصایی که چهارماهه نخوردمشون، فک کردم چی می شه اگه یهو همشون رو با هم بدم بالا؟! معذرت می خوام اینطوری حرف می زنم اما ریدن تو حالم! و من نمی دونم از کجا و چطوری باید اون آرامش و شادی رو پیدا کنم؟! تنهام، و غمگینم! و نگران! کلافه م از این زندگی! چطوری...
  • " از این دوست خوبا! (دوشنبه 29 خرداد 1396 18:52)
    یه دوست درست حسابی هم نداریم که وقتی گند می زنن تو حالمون، باهاش بزنیم به دل شهر و یادمون بره هر چی شده و هرچی بوده رو! :|
  • " - از چه عناصری تشکیل شده؟! +نگرانی! (دوشنبه 29 خرداد 1396 10:47)
    من وقتی خودمو تو آینه می بینم، یه مشت نگرانی و کلافگی می بینم!
  • " التماس دعا! (سه‌شنبه 23 خرداد 1396 18:37)
    امشب شب قدره! التماس دعا، خیلی خیلی زیاد! امیدوارم خدا برای همه سلامتی و شادی رو رقم بزنه! امیدوارم خدا برای همه بهترین ها رو رقم بزنه!
  • " کسی که فراموشت کرده ام! (دوشنبه 8 خرداد 1396 07:39)
    آهای کسی که دیگه بهت فکر نمی کنم! امروز فهمیدم شماره ت رو گم کردم! کارتت رو هم گم کردم! هیچی دیگه ازت ندارم! هیچی هیچی! اصلا ناراحت نیستم. اصلا! من الآن یکی دیگه رو دوست دارم فقط وقتی که داشتم دنبال شماره ت می گشتم یه جمله از دهنم پرید: ( ای یار دیرین! کجا گذاشتم شماره تو؟! ) ناراحت نیستم. فقط کاش بیشتر حواسم به شماره...
  • " آدم نمای خندانی که اشک می ریخت! (شنبه 30 اردیبهشت 1396 03:38)
    - افسردگی یعنی وقتی که داری پیشرفت می کنی اما دلت می خواد زار زار گریه کنی! خستگی یعنی وقتی که مردم باهات درددل می کنن و دلت می خواد تو صورتشون بالا بیاری! کلافگی یعنی وقتی که دلت می خواد رو خودتم بالا بیاری! من افسرده م! من خسته م! من کلافه م! دیوونگی یعنی حالی که یه آدم نمای افسرده ی خسته ی کلافه ی مضطرب داره! من...
  • " دلم گرفته از این سیاه لشگرها...!! (شنبه 30 اردیبهشت 1396 03:22)
    دلم گرفته! از خیلی اتفاقا! از خیلی آدما! این التهابی که بخاطر انتخابات الآن تو اینترنت و تلگرام و اینستا و این طرف و اونطرف هست هم حالمو داره بهم می زنه. من نه راستی هستم، نه چپی! هردوشون به نظرم احمق می رسن! اصلا هم نمی گم آقای روحانی خوبه یا بد! اصلا هیچی نمی گم! ولی وقتی به زندگی خودم توی این چهارسال نگاه می کنم می...
  • " آمین برای رویاهایم! (دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:02)
    عمو جان تعریف می کنه که دوستش سال ها قبل یک مهندس خارجی رو که برای کار اومده بوده ایران رو همراهی می کرده. با هم توی شهر می گشتن که نگاه آقای مهندس می خوره به صندوق صدقات و درموردش کنجکاو می شه و دوست عمو جان هم براش توضیح می ده که این صندوقیه که مردم داوطلبانه توش پول می ریزن تا این پول به دست فقیرها برسه و کمکی باشه...
  • " حرف حساب! (یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 19:30)
    جای مردان سیاست بنشانید درخت که هوا تازه شود...! «سهراب سپهری»
  • " عیدتون مبارک! :) (پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1396 20:38)
    نیمه ی شعبان مبارک!
  • " گزینه ی 5 لطفا! (پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1396 03:16)
    1 ـ امشب بعد مدت ها همو دیدیم؛ گفت: «وقتی رمانتیک می شی می خوام بزنم تو دهنت! بهت نمیاد رمانتیک بودن.» و بعد خندید! خواستم بهش بگم تو این مدت من رمانتیک نشدم، فقط تنها شدم! اما نگفتم... 2ـ همیشه از نداشتن دوست پیش من گله می کرد و وقتی بهش می گفتم که من می تونم مث دوستش باشم، می گفت من خواهرشم نه دوستش! اما من خواهر...
  • " از این خواب های جالب! (جمعه 8 اردیبهشت 1396 06:28)
    من هیچ وقت سیگاری نبودم و الآنم نیستم و اصلا از سیگار خوشم نمیاد ولی نمی دونم چرا این چند روز همش تو خواب هام سیگار می کشم و عجیب اینه که واقعا از این کار لذت می برم. همش هم تو خواب به خودم می گم نباید سیگار بکشم ولی باز می کشم. کلا این چند روز تو خواب هام هرچیزی که تو دنیای واقعی نیستم و امکان تجربه کردنش رو ندارم رو...
.: تعداد کل صفحات (121) :. 1 2 3 4 5 >>

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه